alirezapesarenazeman

پسر نازم

پسر نازم یه بالش گذاشته رو پاشو داره نقاشی می کنه

علیرضا و میسا(دختر همسایه مون)

روز شنبه من و پسرم به همراه پسرعمو و مامانش رفتیم میلاد نور و لباس مرد عنکبوتی خریدیم . می بینید که ؟!

اینم تصویری که دیشب حسابی دل من و بابا رو برد . دوست داریم .

...

پيام هاي ديگران()        link        ٧:۱٥ ‎ق.ظ - ۱۳۸۸/۱۱/۱٩ - الهام خانی

علیرضا و مامان تو کارواش ...

دیروز ماشینمو بعد از مدتها بردم حموم (یعنی کارواش اساسی).

موقع تحویل گرفتن وقتی نشستم تو ماشین علیرضا به من گفت :

ماشالا ماشینت چقدر تمیز شدهتشویق

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ - ۱۳۸۸/۱۱/٧ - الهام خانی

علیرضا تو دی ماه 88

خودشو لوس کرده...

تولد مامانم...

اولین تجربه دوچرخه سواری

...

پيام هاي ديگران()        link        ٢:٠٢ ‎ب.ظ - ۱۳۸۸/۱٠/۱٤ - الهام خانی

بابایی تولدت مبارک

دیشب تولد بابایی بود . بابای علیرضا دیروز ٣٣ سالش پر شد و رفت تو ٣۴.

پسر ناز من دیشب برنامه سوپرایز رو فراموش کرد و به بابایی گفت :

بابا امروز تولدته . آره ؟ بعد خودش تندی گفت مال من تابستونه .

مهمونی ما ٣ نفره شروع شد و زودم تموم شد و علیرضا تمام مدت می گفت :

الان کیک نخوریم . وایسیم مهمونا بیان ...خیال باطل

 

 

...

پيام هاي ديگران()        link        ۸:۱٢ ‎ق.ظ - ۱۳۸۸/۸/٢٦ - الهام خانی

علیرضای گلم : دوست دارم ...

پسر نازم :

عزیزم تو از وقتی پاهای کوچولوتو به این دنیا گذاشتی خیلی ساکت و آرومی - حالا هم که تقریبا 3 سال و 3 ماهته همه میگن که تو خیلی آروم و مؤدبی .لبخند

راستش این آروم بودن تو یکم نگرانم کرده و همش می ترسم که ابتکار و خلاقیت رو از تو بگیره.سبز

خلاصه بعد از گرفتن مشاوره  تصمیم گرفتم وقت بیشتری رو باهات بگذرونم و بازی و شوخی هم که رو شاخه ...چشمک

فکر کنم کار و دانشگاه باعث شده من تا حالا وقت کمی رو باهات باشم . خوشگلم می خوام بهت بگم که خیلی دوست درم و هر کاری واسه تو و پیشرفتت می کنم .با یکمی برنامه ریزی مطمئنم که می شه..قلب

...

پيام هاي ديگران()        link        ٢:٠۸ ‎ب.ظ - ۱۳۸۸/٧/٢٥ - الهام خانی